تاسوعا و عاشورا ؛ کجا ؟ کربلا...
روزای ماندگاری برای من در تاسوعا و عاشورا... کربلا...

نظرات ()
|
لطفا" یه لحظه , فقط یه لحظه ....
موشی در خانه صاحب مزرعه تله موشی دید!
به مزرعه رفت و به مرغ و گوسفند وگاو خبر داد ؛
همه گفتند تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد!
از قضا؛
ماری در تله افتاد و مزرعه دار را گزید ...!
... ... از مرغ برایش سوپ درست کردند!
گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند!
گاو را برای مراسم ترحیم کشتند ودر این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد
و به مشکلی که به دیگران ربطی نداشت فکر می کرد ...!
چند تا پوتین می شه؟
توی جبهه ی جنوب پشت میدون مین زمین گیر شده بودیم...
چند نفر داوطلب شدن برن یه معبر درست کنن (می دونید یعنی چی ؟ وقتی زمان کم باشه ، فرصت خنثی سازی نیست و باید خودشونو روی تعدادی از مین ها بندازن و بعد ....) یکی از اونا کمتر از 14 سال سن داشت ، چند قدمی جلو رفت ، مکثی کرد و برگشت، گفتم حتما" ترسیده ، حقم داشت تازه دوران نوجوونی رو داشت می گذروند، دیدیم پوتیناشو در آورد داد دست یکی از همرزماش ، گفت : "این پوتینا حیفه تازه از تدارکات گرفتم ماله بیت الماله ." پابرهنه رفت روی مین ...
راستی یه سوال ، سه هزار میلیارد تومن 000 000 000 000 3 پول چندتا پوتینه؟؟؟
زندگی
می ری یه خودکار می خری 300 تومن ، بعدش می ری یه لاک غلط گیر می خری 1500 تومن... توی زندگی هم اگه اشتباه کنی برات گرون تموم می شه، پس دقت کن...
رفیق
رفیقان ، دوستان ده ها گروهند که هریک در مسیر امتحانند
گروهی صورتک بر چهره دارند به ظاهر دوست اما دشمنانند
گروهی وقت حاجت خاک بوسند ولی هنگام خدمت نهانند
گروهی خیر و شر در فعلشان نیست نه زحمت بخش و نه راحت رسانند
گروهی دیده ناپاکند هوشدار نگاه خود به هر سو می دوانند
بر این بی عصمتان ننگ جهان باد که چون خوکند و بل بدتر از آنند
ولی یاران همدل از ره لطف به هر حالت که باشند مهربانند
رفیقان را درون جان نگه دار که آنها پر بهاتر از جهانند
ترس تنهایی
هر جا چراغی روشنه
از ترس تنها بودنه
ای ترس تنهایی من


تولد رادیو
امروز سالگرد تولد رادیو در ایرانه
زمانی که کارمو توی واحد نمایش رادیو شروع کردم ، یادمه دو ماه از پنجاه و چهارمین سالگرد رادیو گذشته بود و امروز هفتاد و یکمین سالگرد تاسیس رادیو ...و چقدر زود می گذره...
رادیو جان تولدت مبارک ...
تولد
چند روز دیگه به دنیا می آم
نمی خوام به روی خودم بیارم
اما نمی شه
فکر کنم روز 5 اردی بهشت باید برم دنبال یه ترازو
وجدانم رو وزن کنم ببینم چند سالشه؟ 5 سالشه شده یا نه؟
هندوستان
یادش بخیر ...
چقدر به دور دورهای دور می رفتم
هندوستان ....
اما دیگر
فیل مرا
توان یاد هندوستان نیست ...
رفقای امروزی
رادیو ورزش - دفتر گروه طرح و تامین ,روی در و دیوارش پر از جمله هاییه که گاهی برای من تلنگره... یکی شو که خیلی خوشم اومد :
"وقتی دوست من توی یه کاری پیروز می شه من فریاد می زنم: آهای ببینید این دوست ِ منه ؛ اما موقعی که شکست می خوره می شینم کنارش و آهسته بهش می گم : ببین من رفیقتم نگران نباش من باهاتم...


نظرات ()